حسابداری استارت آپ ها
+0 به یه ن
هر استارت آپ و آغاز یک کسب و کار جدید، برای کسب موفقیت نیاز به تهیه چک لیست حسابداری برای اطلاع از میزان هزینه ها و سود های خود دارد. تهیه این چک لیست، می تواند استارت آپ ها را در پیش بینی های مالی آینده، یاری رساند که در ادامه این مطلب به حسابداری استارت آپ ها پرداخته می شود.
رابطه استارت آپ با حسابداری:
حسابداری دارای قوانین و چارچوب مخصوص به خود می باشد که از آن برای گزارش عملکرد شغل و ردیابی هزینه ها و درآمدها استفاده می شود. در واقع تمامی اشخاص صاحب کسب و کار می دانند یکی از اجزای مهم در هر کسب و کار، حسابداری می باشد که کمک بسیار ارزنده ای به روند توسعه شرکت و سازمان می کند.
خدمات حسابداری استارت آپ:
شرکت های ارائه دهنده خدمات حسابداری، با ارائه خدمات به سازمان ها و شرکت های استارت آپی می توانند سطحی از اطمینان را در پایان کار مدیریت مالی بیزینس اجرا شده، را برای کسب و کار ایجاد شده فراهم نمایند.
در واقع می توان گفت که خدمات حسابداری در این کسب و کارها به صورتی می باشد که به ساده ترین شکل ممکن و کاملا معقول انجام می گیرد. بنابراین در حسابداری استارت آپ ها، اولین و مهم ترین گام، انتخاب یک نرم افزار حسابداری مناسب می باشد.
برون سپاری برای استارت آپ ها:
اکثر مدیران و صاحبان کسب و کار ها با واژه برون سپاری خدمات حسابداری آشنایی دارند و معمولا در حسابداری استارتاپ ها، برون سپاری حسابداری بیشتر مورد توجه و استفاده قرار می گیرد.
برون سپاری حسابداری به وسیله متخصصان حرفه ای صورت می گیرد که مسلط به قوانین مالیاتی و حسابداری هستند و کسب و کار را در کاهش هزینه و همچنین استفاده از معافیت های مالیاتی، یاری می رساند.
بهره گیری از مشاوره مالی:
یکی از موضوعات مهمی که استارت آپ ها ملزم به رعایت آن می باشند، این است که قبل از انجام فعالیت های مهم، مشاوره مالی دریافت نمایند در این مشاوره ها، راهکار هایی ارائه می گردد که برای توسعه و سوددهی کسب و کار مفید می باشند.
بنابراین مشاوره مالی می تواند به منظور نقاط ریسک پذیر و … و همچنین ارائه راه کار های مناسب در جهت کنترل ریسک، صاحب استارت آپ را در روند رشد کسب و کار یاری رساند.
اهداف اصلی حسابداری استارت آپ:
- کاهش و صرفه جویی در زمان مورد نیاز
- کاهش هزینه های مصرفی
- حفظ اطلاعات به صورت دقیق و کامل
- ارائه گزارشات مالی معتبر
- کاهش بار حسابداری کسب و کار
مراحل حسابداری استارت آپ:
به طور کلی می توان مراحل زیر را به عنوان مراحل حسابداری استارت آپ ها در نظر گرفت.
- پیگیری تمام هزینه ها و رسیدهای شغلی
- جدا سازی هزینه های کسب و کار از هزینه های شخصی
- بررسی روند حسابداری
منبع:
انواع استارت آپ | استارت آپها چگونه دسته بندی میشوند؟
+0 به یه ن
استارت آپ ها را میتوان به شیوههای متنوعی تقسیم بندی کرد.
کافی است چند کتاب در زمینهی کارآفرینی یا راهاندازی استارت آپ بردارید و انواع استارت آپ های مطرح شده در آنها را ببینید و مقایسه کنید. خواهید دید که یک چارچوب مشخص و مورد توافق، برای طبقه بندی استارت آپ ها وجود ندارد.
گاهی استارت آپ ها را بر اساس حوزهی فعالیت تقسیم بندی میکنند (استارت آپهای حوزه فناوری اطلاعات، استارت آپهای مُد و فشن، استارت آپهای مالی و بانکی و …)
برخی تحلیلگران، مناسب میبینند که استارت آپها را بر اساس مدل کسب و کار و گاه معماری آنها تقسیم بندی کنند. مثلاً طیفِ پایپلاین – پلتفرم را تعریف میکنند و میکوشند هر استارت آپ را بر اساس جایگاه آن در این طیف، طبقهبندی و تحلیل کنند.
طبیعتاً انتخاب دسته بندی مناسب استارت آپها، تابع هدف و انتظار شماست و اینکه با چه منظوری، این دستهبندی را انجام میدهید.
اما با توجه به نیاز ما در درس کارآفرینی، تقسیمبندی سهگانه استارت آپها میتواند مفید و ارزشمند باشد. پس از مطالعهی این دستهبندی، احتمالاً شما هم به سادگی میتوانید علت انتخاب و طرح آن را در درسهای کارآفرینی متمم حدس بزنید.
مدل سهگانه در دسته بندی استارت آپ ها
این مدل در بسیاری از کتابهای مرجع در زمینهی کارآفرینی و استارت آپها مطرح شده است و بر خلاف عرف رایج در کشورمان – که صرفاً بخش محدودی از فعالیتهای کارآفرینانه را استارت آپ فرض میکنند – هر نوع فعالیت کارآفرینانهی نوپا را استارت آپ در نظر میگیرد (مشابه تعریفی که ما هم در متمم دربارهی استارت آپ پذیرفتهایم).
منبع:
فین تک چیست
+0 به یه ن
در ابتدا باید اشاره شود که برای معادل فارسی کردن کلمه فن تک که از ترکیب دو کلمه «مالی» و «تکنولوژی» به وجود آمده است، عبارت نوآوری های مالی یا فناوری مالی بکار برده می شود. برای تعریف این کلمه در فرهنگ نامه آکسفورد چنین آمده است: «برنامههای کامپیوتری و دیگر تکنولوژیهایی که برای حمایت یا فعالسازی خدمات بانکی و مالی استفاده میشوند »
به عبارتی دیگر فینتک به معنای کاربرد نوآورانه فناوری در ارائه خدمات مالی است. در واقع این اصطلاح برای کارآمد کردن خدمات مالی با استفاده از تکنولوژی و فن آوری به کار می رود. بطوری که بسیاری از سرمایه گذاران و کارآفرینان به این موضوع علاقه نشان داده اند و در زمینه فناوری مالی، فعالیت ها و کارهای جدیدی را به کار گرفته اند. کارشناسان به این نتیجه رسیده اند که فین تک می تواند حتی آینده درخشانی را برای صنعت بانکداری رقم بزند.
فناوری و نوآوری در خدمات مالی شامل: خدمات سرمایه گذاری، خدمات انتقال پول و پرداخت قبوض، تخصیص چک با گوشی های هوشمند، خدمات بیمه و وام می شود. که این خدمات، خدمات جدیدی نیستند و به روشهای مختلف انجام می شوند ولی با استفاده از فین تک، روش ها و فرآیندهای جدیدتری برای این گونه از خدمات، جایگزین می شود.
به تازگی در ایران استارت آپ های گوناگونی در زمینه فین تک شروع به فعالیت کرده اند. ولی این موضوع فقط مختص استارت آپ ها نمی باشد بلکه بنگاه های سنتی تر مانند بانک ها از این نوآوری استفاده می کنند، فقط این که فین تک ها را با خدمات الکترونیک بانک اشتباه گرفته نشود و اینکه فین تک، استفاده از فناوری فعالیت در این زمینه به حساب نمی آید بلکه کاربرد آن در زمینه مالی و همراه با نوآوری می باشد.
با افزایش استفاده از اینترنت و استفاده از ابزارهای دیجیتال، ارائه فعالیت های نوآورانه مالی گسترده تر شده است ولی گفته شود که این فناوری های مالی فقط محدود به فضای آنلاین و فناوری اطلاعات نیست و این امکان وجود دارد که روش های مختلف دیگری در این زمینه به وجود آید، و به شرکت هایی گفته می شود که تلاش می کنند با استفاده از کاربرد تکنولوژی، خدمات مالی را به روزتر و مورد قبول تر کنند. که می توان به ساخت اسکناس پلیمری که قابل شست وشو می باشد، اشاره کرد.
در واقع فین تکها به گونه ای طراحی شده اند که چالش هایی که خدمات سنتی را تهدید می کند، با سرعت بیشتر، خدمترسانی به بخشهای گوناگون و ارائه خدمات مناسب تر و سریعتر، را برطرف کند.

اهمیت فین تک
اهداف فین تک:
صنعت مالی و بانکداری برای ایجاد یک تحول عظیم و شکلدادن دوباره به آن، با استفاده از رعایت ۳ اصل زیر، امکان پذیر می باشد:
- کم کردن هزینهها (با حفظ کیفیت و افزایش سرویسهای مالی)
- حذف کاغذ بازیها و از بین بردن محدودیتهای که برای موقعیت های زمانی و جغرافیایی به کار رفته است.
- بررسی خطرها و ریسکهای احتمالی با استفاده از توانایی هوشمندانه
استفاده کنندگان فین تک:
فینتک علاوه بر خدمت رسانی به کارها، می تواند به اشخاص نیز کمک رسانی کند. یعنی با کاربران نهایی ارتباط مستقیمی دارد. در واقع بیشترین استفاده کننده از فین تک شغل های کوچک یا تازه تاسیس می باشند که باید علاوه بر سرعت عمل بالا، هزینه های مالی خود را کاهش دهند، مانند فروشگاه های اینترنتی کوچک. در واقع کاربران با استفاده از آن در زمان خود صرفه جویی می کنند. البته برای کسب و کارهای بزرگ و ارتباط بین آنها نیز استفاده می شود. مثلا چنانچه شما جهت پیدا کردن خانه ای با بهترین قیمت در اینترنت سرچ می کنید، به گونه ای از خدمات فین تک استفاده کرده اید.
فین تک در ایران:
مانند سایر کشورهای دیگر در ایران هم از این فین تک ها در کارهایی همچون: پرداخت بیمه، تامین مالی جمعی، ارزهای رمزگذاری شده و …. استفاده میشود. قانون گذاری مهم ترین چالشی است که فین تک ها در ایران با آن مواجه اند. زیرا در سال 96 توسط دادستانی، تعدادی از استارت آپ ها فیلتر شدند که مجددا بعد از پیگیری هایی، رفع فیلتر شدند.

دلایل اهمیت فین تک:
امروزه یادگیری و قابل دسترس بودن تکنولوژی، سبب تغییر رفتار کاربران شده، و گوشی های هوشمند جز جدایی ناپذیر آنها شده است و سعی می کنند که بیشتر کارهای خود را از طریق این گوشیها و با چندین حرکت ساده، انجام دهند.
شانس موفقیت خدماتی با این گوشی ها بسیار بالا رفته، از جمله خدمات بانکی که کارآمدتر شده اند. به این گونه که برای انجام یکی از عملیات بانکی که باید حداقل یک ساعت از زمان خود را صرف رفت و آمد به شعب بانک کنید، با استفاده از گوشی هوشمند و با سرعت بالا به انجام عملیات خود می پردازید.
مزایای فین تک:
- سرعت و راحتی: چون محصولات فین تک به صورت آنلاین ارائه میشوند و پس بهره ای که مصرفکنندگان می برند، دسترسی آسان تر و سریع تر آن است.
- انتخاب وسیع: با انتخاب از میان حجم وسیعی از محصولات و ارسال آن بدون درنظر گرفتن موقعیت مکانی خریدار، یکی از مزیت های این شرکت هاست.
- معاملات ارزانتر: چون این شرکت ها احتیاجی به سرمایه گذاری در یک شعبه یا شبکه را ندارند، پس خریداران محصولات با قیمت های پایین تری نسبت به سایر شرکت ها مواجه می شوند.
- محصولات شخصیتر: وجود تکنولوژی در این شرکتها به آنها در جمع آوری و ذخیره اطلاعات بیشتر در خصوص مشتریان، کمک می کند، تا آنها با کمک این اطلاعات، بتوانند خدمات بهتر و شخصی تری به مشتریان خود بدهند.
معایب فین تک:
- حقوق نامشخص: شاید این شرکت ها برای صنعت مالی، جدید و تازه به چشم آیند. و کسب وکارهای جدیدی را برای آنها فراهم کند ولی چنانچه بعد از تعیین آن مشکلی به وجود آید، در آن زمان اینکه چه کسی مقصر است یا حق با کدام طرف است؟ این خود یک مشکل بزرگ محسوب می شود.
- تصمیمگیری ناعاقلانه: گاهی ممکن است خرید محصولات مالی بصورت غیرحضوری و آنلاین، باعث شود که مشتریان برای مسائل دیگر هم تصمیمات سریع و بدون شناخت، بگیرند.
- خطرات مبتنی بر فناوری: خریداری محصول به صورت آنلاین خطراتی را نیز به دنبال دارد و ممکن است از اطلاعت شخصی شما استفاده شود و شما را درگیر مشکلات و جرائم اینترنتی کنند.
- محرومیت بعضی از افراد: همانگونه که تکنولوژی به مصرف کنندگان آن، دسترسی وسیعی را عرضه می کند،گاهی نیز اشخاصی هستند که نمی دانند که چگونه از اینترنت یاآن استفاه کنند و از داشتن رایانه، تلفن هوشمند و تبلت و …. محرومند.
تخصیص منابع
+0 به یه ن
انتخاب تیم، رهبری مناسب و از همه مهم تر، تخصیص منابع، مهم ترین عواملی هستند که می توانند شخص را در رسیدن به موفقیت، یاری کنند. یکی از سخت ترین وظایف هر رهبر در مدیریت کسب و کار ها، اخذ تصمیمات مهم در مورد روند کار می باشد که هر روز شخص را با یک وضعیت اورژانسی مواجه می کند و کسب و کار مورد نظر را تحت تاثیر قرار می دهد.
کاملا مشخص است که هیچ رهبری نمی تواند تمام کار ها را خود به تنهایی انجام دهد به همیت علت، یک رهبر ماهر و هوشمند، باید بتواند یک تیم عالی و شبکه ای منسجم را پایه ریزی نماید.
تخصیص منابع:
انجام پروژه های شرکت ها و سازمان ها، اعم از پروژه های کوچک و بزرگ، نیاز به منابع انسانی و غیر انسانی دارد که میزان و نحوه انتخاب آنها کار آسانی نمی باشد که تخصیص منابع به این امر می پردازد. این کار که با نام تخصیص منابع شهرت یافته است، دارای درجه بالایی از حساسیت می باشد که باید با رعایت کامل اصول و نکات مهم صورت گیرد.
در روند برنامه ریزی برای پیش بردن پروژه، تخصیص منابع یکی از کار ای مهم می باشد که عدم توجه به آن، پورژه را با شکست مواجه می کند. تخصیص منابع اولین مرحله برای مدیریت انواع پروژه ها می باشد که در ادامه به شرح بیشتر آن پرداخته می شود.
نیاز به اولویت بندی مجدد:
لازم است که افراد برای سازمان دهی وظایف خود، کار ها را طبق درجه اهمیت و ضرورت خود اولویت بندی نمایند. به همین دلیل، مواردی که ضروری و مهم باشند، در اولویت قرار می گیرند. طبق نظر جیک گیبسون، موسس شرکت نردوالت، این روش برای شرکت هایی که بالغ هستند و مدیر آنها در سطح متوسطی می باشد، بسیار مفید است.
اما برای کار آفرینانی که به تازگی کسب و کار خود را در قالب استارتاپ راه اندازی نموده اند، کار ساد ای نیست زیرا برای این نوع از کسب و کار ها، اولویت های زیادی وجود دارد که از درجه یکسانی از اهمیت برخوردارند.
انتخاب تیم:
افراد زیادی به عنوان کارآفرین برتر شناخته می شوند اما تنها حدود ۴۰ درصد آنها در برقراری ارتباطات، توصیف اهداف و مدیریت صحیح، دارای مهارت قوی می باشند. از آنجایی که پرسنل و نیروی کار انسانی از عوامل مهمی است که در موفقیت پروژه تاثیر گذار می باشد، لذا بسیار مهم و حائز اهمیت است که افراد مناسبی برای بررسی اولویت ها انتخاب گردند.
در این مورد نرم افزار هایی نیز موجود می باشد که برای مدیریت منابع به مدیران کمک می کنند که بتوانند کار خود را به نحو احسن مدیریت کنند.
توزیع مدیریت:
یکی از راه های کسب موفقیت، سپردن کار ها به رهبرانی می باشد که توانایی مدیریت صحیح پروژه را دارا هستند و می توانند نیاز های پروژه را حل کرده و آن را در موعد مقرر به صاحب پروژه تحویل دهند.
هر کسی که بخواهد کار های پروژه را به تنهایی انجام دهد، ممکن است زمان زیادی را از دست دهد و یا این که با شکست مواجه گردد.
اندرو کارنگی می گوید:
«اگر روزانه ۱۰ ساعت وقت خود را صرف کار می کنید، انسان تنبلی هستید. کار من این است که افراد خوب را دور هم جمع می کنم و هرگز به آنها دستور نمی دهم. راهنمایی های من به تیم، از پیشنهاد فراتر نمی رود.»
کاهش حجم کار:
پری مارشال، مشاور کار آفرینی، می گوید که اصل پارتو را به یاد داشته باشید بنا بر این اصل ۸۰ درصد نتایج، از ۲۰ درصد تلاش های فرد حاصل می شود.
تعیین دامنه پروژه:
پروژه مورد نظر ممکن است در چند روز و یا چند سال طول بکشد. ولی به هر حال، نخست لازم است که دامنه پروژه تعیین گردد و سپس، به تخصیص منابع پرداخته شود.
دامنه پروژه، مشخص کننده وظایف و مقدار منابع مورد نیاز می باشد که برای دست یابی به اهداف پروژه اهمیت دارند. پس می توان نتیجه گرفت که دامنه پروژه اولین گام در جهت تخصیص منابع درست می باشد.
شناسایی منابع مورد نیاز:
پس از اتمام مرحله اول، به سراغ مرحله دوم می رویم. در این مرحله، باید به درک معقولی از اهداف اصلی پروژه، وظایف افراد، منابع مورد نیاز، مهلت ها و… رسید.
حال باید بتوان موارد زیر را شناسایی نمود:
- استفاده از چارت سازمانی به منظور تقسیم وظایف
- آماده سازی تجهیزات مورد نیاز از قبیل رایانه، ماشین آلات و…
- مشخص کردن مکان های مورد نیاز
- آماده سازی فهرست کاملی از منابع انسانی و غیر انسانی مورد نیاز
سه توصیه مهم برای جذب سرمایه خطرپذیر در شرایط اقتصادی کنونی
+0 به یه ن
این روزها جذب سرمایه خطرپذیر به دلایل مختلف اقتصادی، سیاسی و اجتماعی دشوارتر شده است. بنابراین کسب و کارهای نوپا و استارت آپ ها باید با رویکردهای متفاوتی از پیش، برای تامین مالی کسب و کار خود برنامه ریزی و اقدام کنند.
در ادامه چند توصیه در این باره ارائه می شود:
۱. از نطر زمانی محافظه کار باشید
فرایند تامین مالی از طریق جذب سرمایه، به راحتی می تواند بیش از شش ماه زمان ببرد. در شرایط اقتصادی کنونی، حساسیت و دقت سرمایه گذاران بالاتر رفته و یافتن سرمایهگذار مناسب را زمانبرتر از گذشته کرده است.
قسمت بزرگی از این فرایند، راستی آزمایی (due deligence) است. بنابراین قبل از اینکه وارد این داستان شوید، باید مطمئن شوید که حساب و کتابتان، درست و دقیق هستند. سرمایه گذاران محصولات شما را بررسی میکنند، از تعداد مشتریان می پرسند، عملکزد مالی، درآمد، توانمندی ها و مجوزها و سوابق شما را تجزیه و تحلیل میکنند. این نوع کارها زمان می برد و ممکن است شما را خسته کند. برای اینکه در این روند دچار خستگی نشوید باید همیشه حساب و کتاب ها، مستندات و گزارش های مورد نیاز را آماده داشته باشید چرا که با رشد کسب و کار شما، تعداد مستندات و گزارش های درخواستی به صورت نمایی افزایش مییابد.
۲. تسلیم ارزشگذاریها نشوید
ارزش گذاری ها دارند کمتر و کوچکتر می شوند اما این بدان معنا نیست که شما از گرفتن سرمایه اجتناب کنید. در واقع، هر زمان که بازار دشواری وجود دارد، اگر بتوانید در این بازار سرمایه خوبی از سرمایه گذاران جذب کنید ممکن است برای شما مزیت بزرگتری نسبت به رقبایتان حاصل شود.
اگرچه ممکن است ارزش گذاری کسب و کار شما به نسبت سال های گذشته کمتر جذابیت کمتری پیدا کرده باشد اما تصمیم به جذب سرمایه، توجیات مهم دیگری می تواند داشته باشد. مانند گسترش کسب و کار، ارتقاء زیرساخت ها برای جذب از مشتریان بیشتر، گرفتن بازار بیشتر، ارتقای برند و جذب نیروهای بیشتر.
۳. به خودتان دروغ نگویید
بدون شک، کارآفرینان افرادی امیدوار و خوش بین هستند. اما این موضوع ممکن است تصمیمگیری آن ها را دچار انحراف کند. واقعیت این است که موانع برای جذب سرمایه بیشتر شده است. در نتیجه باید ارزیابی روشنی از کسب و کار خود داشته باشید.
اگر سودده نیستید و سنجه های درستی ندارید، وقت خود را برای جذب سرمایه تلف نکنید. در سال های گذشته به استارتاپ ها گفته می شد که بروید تا جای ممکن سهم خود را از بازار بیشتر کنید و هر چقدر لازم است برای این کار زمان بگذارید. آن زمان همه به جای سوددهی، روی رشد متمرکز بودند. اما این روزها سرمایه گذاران به دنبال سنجه های مالی دیگری نسبت به گذشته هستند.
اما این بدان معنا نیست که ناامید شوید. شاید زمان آن فرا رسیده که گامی به عقب بردارید و روی همه اجزای کسب و کار خود، تجدید نظر کنید. هزینهها را پایین بیاورید و بر روی بخشهایی از کسب و کار خود تمرکز کنید که از طریق آن میتوانید مسائل بزرگتری را حل کنید. کسب و کارتان را راست و ریست کنید، و بعد به دنبال تامین سرمایه بروید.
منبع:
انواع سرمایهگذارها
+0 به یه ن
سرمایهگذاران با توجه به روش و فاز سرمایهگذاری و میزان سرمایه به سه دسته تقسیم میشوند:
-فرشتگان سرمایهگذار: این سرمایهگذاران معمولاً در فازهای اولیه (مرحله هسته) به حمایت مالی از استارت آپ ها میپردازند. میزان سرمایه گذاری در این مرحله از لحاظ رقمی خیلی بالا نیست.
-شتابدهندههای استارت آپ: این سرمایهگذاران نیز در فازهای اولیه شروع به سرمایهگذاری میکنند و علاوه بر سرمایه، امکانات، محل کار، مشاوره، متخصص و … را نیز برای استارت آپ ها فراهم میآورند. آنها در قبال سرمایهگذاری خود در سهام استارت آپ شریک میشوند.
-شرکتهای سرمایهگذار خطرپذیر: این شرکتها در فازهای بالاتر شروع به سرمایهگذاری با مبالغ بالا میکنند. این شرکتها باید دارای سایت باشند و معمولاً زمینههای موردعلاقه خود برای سرمایهگذاری را در سایتشان منتشر میکنند. کارآفرینان نباید به شرکتهای سرمایهگذاری که فاقد سایت هستند اعتماد کنند.
چه نوع استارتاپ هایی ارزش سرمایه گذاری دارند؟
باتوجه به چرخه و مراحل رشد استارتاپ مشخص است که هر استارتاپی برای موفقیت نیاز به سرمایه دارد و بدون شک یکی از عوامل مهم موفقیت در استارتاپ جذب سرمایه مناسب در زمان و مرحله مناسب است. از فعالیت های مهم وکلیدی سرمایه گذار نیز شناسایی، ارزیابی، ارزش گذاری و راستی آزمایی استارتاپ های موجود در بازار است. اما سوالی که وجود دارد این است که چه نوع استارتاپ هایی ارزش سرمایه گذاری دارند؟ یا به نوعی استارتاپ باید چه ویژگی هایی داشته باشد تا از منظر سرمایه گذاران جذاب باشد؟
در ایران نیز سرمایه گذاری روی استارتاپ ها هرچند در حال توسعه و رشد می باشند اما توجه به این نکته ضروری است که حلقه ای از این اکوسیستم به نام سرمایه گذاری خطرپذیر است. در صنعت سرمایه گذاری خطرپذیر آسیب هایی وجود دارد که می توان به ناقص بودن زنجیره تأمین مالی استارتاپ ها، نبود فرهنگ سرمایه گذاری خطر پذیر، برخورد با استارتاپ ها شبیه به کسب و کارهای کوچک و متوسط توسط سرمایه گذارن، عدم وجود فرشتگان سرمایه گذاری، تغییر و ناپایداری مدیریت و سیاستهای دولتی و برخورد یکسان با طرح های متفاوت اشاره کرد، که با توجه به جدید بودن این اکوسیستم در ایران، نقش این مشکلات پررنگتر است. لذا امروزه شاهد وقوع پدیده ای به نام جذب سرمایه گذار هستیم که تمام استارتاپ ها بیش از آنکه به دنبال جذب مشتری باشند تمام تمرکز و برنامه کسب و کارشان معطوف به جذب سرمایه گذار و شرکت در جلسات ارائه به سرمایه گذار و ارائه به داوران در مسابقات مختلف کسب و کار گشته است، پس شاید بزرگترین فعالیت یک استارتاپ در این قسمت باید شناسایی، جذب و نگهداری مشتری و کاربرانش باشد و بدون شک استارتاپ پرمشتری، سرمایه گذار فربه پیدا خواهد کرد.
لذا مرز بین شکست و موفقیت یک استارتاپ یک راهکار است، که شما چقدر خوب می دانید مشتری شما چه مشکلاتی دارد، دردها و نیازهای مشتری را درست شناسایی کرده اید و آن چیز که آنها دوست دارند داشته باشند را می شناسید. برای اینکه استارتاپ شما ارزش سرمایه گذاری داشته باشد شاید نیازی نباشد که در زمینه دانش استارتاپی و حوزه مربوطه متخصص شوید، اما باید در مورد کاربران و مشتریانتان متخصص شوید.
این نکته مهم است که محصول یک استارتاپ، سایت یا اپلیکیشن یا یک محصول فیزیکی نیست بلکه محصول استارتاپ یک مدل کسب و کار است، مدل کسب و کاری که سودده، تکرار پذیر و گسترش پذیر باشد. پس مهمترین فعالیت استارتاپ جستجو است و چیزی که در استارتاپ مهم است این است که بتواند به سرعت رشد کند. بدون شک سرمایه گذاران به شکل مثبتی تحت تأثیر کارآفرینانی قرار می گیرند که از اطلاعات کافی برخوردار بوده و هنگام درخواست سرمایه، آمادگی لازم را دارند. هنگام تلاش برای تضمین تأمین منابع مالی از یک سرمایه گذار حرفه ای مخاطره پذیر یا سرمایه گذاران خصوصی و فرشتگان، طرح کسب و کار مکتوب همیشه به عنوان فرصتی برای ملاقات چهره به چهره مورد استفاده قرار می گیرد. نوعاً، زمان یک کارآفرین برای ارائه طرح کسب و کار کاملاً محدود است. هنگام ارائه این طرح به یک کمیته سرمایه گذاری، زمان تخصیص یافته معمولاً بیش از ۱۵ تا ۲۰ دقیقه نیست و در بعضی از مجامع، این محدوده زمانی فقط پنج یا شش دقیقه است. لذا هنگام به وجود آمدن این فرصت، یک کارآفرین باید آمادگی کافی را در این زمینه داشته باشد. بسیار مهم است که تمرین، تمرین و تمرین بیشتری در این زمینه صورت گیرد. نباید مخاطبین را درگیر یک توضیح طولانی درباره تکنولوژی هایی که کالا یا خدمت مذکور بر آن استوار است نماییم. ظرف چند دقیقه، بخش اعظمی از مخاطبین و به همین ترتیب، شانس کارآفرین برای تأمین منابع مالی مورد نیاز برای سرمایه گذاری جدید از بین خواهد رفت.
یک سرمایه گذار به منظور بررسی اینکه یک استارتاپ ارزش سرمایه گذاری دارد ، عوامل مهمی را در نظر می گیرد بدون شک تیم، بازار، محصول، مدل کسب و کار تمام از عوامل مهمی است که در صورتی که درست و بهینه باشند ارزش استارتاپ را به منظور سرمایه گذاری بالاتر می برد در کنار این عوامل شاخص های کلیدی نیز وجود دارد که منجر به بررسی ساده تر این مقوله می شود، برای مثال Burn rate نشاندهنده این است که یک استارتاپ با چه سرعتی پول هزینه می کند این متریک نشان می دهد که راندهای بعدی سرمایه گذاری چه زمانی باید انجام گیرد و اینکه سرمایه گذار فعلی چه میزان باید در پرداخت پول سریع باشد. یا Activation rate نشانگر این است که چه تعداد کاربر در وب سایت یا اپلیکیشن شما مشغول شدند، بسته به نوع استارتاپ شما می تواند چیزهای متعددی باشد، مثلا تعداد کلیک، زمان ماندن روی وب سایت، صفحات دیده شده، دانلود ها. شاخص های زیاد دیگری نیز وجود دارد که هر استارتاپ باید بداند و هر روز بررسی کند چون بدون شک جزء عوامل مهم برای سنجش ارزش استارتاپ است.
مراحل سرمایه گذاری در دنیای استارتاپی
مرحلهی صفر : بذرمایه (سرمایهگذاری اولیه / seed funding)
بذرمایه، از لغت ” بذر” گرفته شده است و اینگونه تعریف میشود: سرمایهای که برای شروع (گسترش) کسبوکار شما تخصیص داده میشود. اگر کسبوکار بالغ را به مثابه یک درخت بالغ در نظر بگیریم، seed funding مرحلهی کاشت و پرورش دانه به حساب میآید. صاحبان ایده معمولا این هزینه را صرف تشکیل یک تیم حرفهای، تحقیقات ابتدایی بازار، طراحی محصول نهایی و شناسایی کاربران و مشترای حداقلی میکنند. این سرمایه، معمولا ممکن است از جانب مالکان کمپانیهای بزرگ، از دوستان و خانواده و یا دیگر سرمایهگذاران تامین شود.
در این مرحله، معمولا مبلغ سرمایهگذاری چندان بالا نیست؛ چراکه کسبوکار همچنان در مرحلهی ایده و یا مرحلهی مفهومی است. پرداخت این بودجه از جانب سرمایهگذاران معمولا با کسب درصدی از سهام کسبوکار همراه است؛ یعنی سرمایهگذار در ازای پولی که هزینهی ایده و طرح شما میکند، درصدی از سهام کسبوکار را به خود اختصاص میدهد؛ اگرچه معمولا درصد سهام درخواستی در این مرحله، چندان زیاد نیست.
سرمایهگذاران، اغلب بذرمایه (سرمایهگذاری اولیه) را یک سرمایهگذاری خطرپذیر میدانند. بنابراین این حرکت سرمایهگذار، نشاندهندهی یک تعهد معنیدار و ملموس از خود به منظور کسب موفقیت در کسب و کار است.
برای کسب موفقیت در تامینمالی مرحلهی بذر، انجام گامهای زیر ضروری است:
-توجیه طرح و ایده (وجود بازار کافی برای طرح و ایده + طرحهای کسب درآمد)
-بدست آوردن مشتریان اولیه
-دریافت بازخورد
-تغییر – بهبود
-شروع استارتاپ با تکیه بر منابع داخلی و عدم توجه به منابع بیرونی
-مراجعه به اطرافیان و ارائهی طرح به آنها جهت دریافت حمایتهای حداقلی
مرحلهی یک: سرمایهگذاری سطح A
سرمایهگذاری سری A، معمولا اولین سطح اصلی سرمایهگذاری به حساب میآید و این، زمانی است که VCها (سرمایهگذاران خطرپذیر) درگیر موضوع میشوند دناکو (اما در مورد برخی استارتاپهای پیشگام فناوری، VCها ممکن است در مرحلهی بذرمایه هم ظاهر شوند).
این مرحله از سرمایهگذاری، اولین زمانی است که شرکت یا استارتاپ ارزشگذاری میشود. شرکت، هنگامی وارد مرحله سرمایه گذاری سری A میشود که حجم سرمایهگذاری خطر پذیر روی آن به رقمی بین 2 تا 10 میلیون دلار رسیده باشد. در ایران این رقم تقریبا بین ۵۰۰ میلیون تا ۵ میلیارد تومن است. در عوض، برای این تامین مالی، باید سهامی بین ۲۰ تا ۳۰ درصد را در اختیار سرمایهگذار قرار دهد (اگرچه برخی سرمایهگذاران میتوانند این رقم را تا ۵۰ درصد افزایش دهند).
در این سطح، داشتن یک طرح برای توسعهی یک مدل کسبوکار که سود بلندمدت را ایجاد کند، مهم است. بنیانگذاران معمولا با استفاده از این تامین مالی، کارهای زیر را انجام میدهند:
بهینهسازی محصول
گسترش تیم
ارائهی محصول در بازارهای مختلف
شناسایی دقیقتر کاربر و گسترش بازار محصول
مرحلهی دو: سرمایهگذاری سطح B
سرمایهگذاری سری B، دورهی پیشرفتهای از سرمایهگذاری است که استارتاپ ، مبالغ بیشتری سرمایه از VCها دریافت میکند و حتی این امکان محتمل است که نهادها و ارگانهای بزرگ وارد چرخهی سرمایهگذاری شوند. این سرمایهگذاری زمانی صورت میگیرد که استارتاپ خود را ثابت کرده باشد و برای ادامهی مسیر رشد، نیاز جدی به دریافت سرمایه دارد. مبلغ این سرمایهگذاری معمولا بین ۵ تا ۱۰ میلیون دلار برآورد میشود. این مبلغ در ایران در حدود ۵ تا ۵۰ میلیارد تومان است. در عوض برای این تامین مالی، سرمایهگذاران سری B، معمولا تا یک سوم سهام استارتاپ را دریافت می کنند که به تناسب، موجب رقیق شدن مالکیت سرمایهگذاران سری بذری و A میشود.
با این دوره از سرمایهگذاری، استارتاپ (شرکت) در گروه استارتاپهای اصلی قرار میگیرد. تا زمانی که استارتاپ به این دورهی مالی برسد، معمولا محصول خود را درک کرده و جایگاه خود در بازار را شناخته و کشش کافی در بازار دارد؛ بنابراین به حد مطلوبی از درآمد رسیده است. پس منطقا سرمایهگذاری این سطح، صرف افزایش تولید و گسترش بازاریابی جهت دریافت حجم بیشتری از بازار موجود میشود.
از دیگر کارهای حائز اهمیت در سرمایهگذاری سطح B – که الزاما باید انجام شوند – میتوان از ‘افزایش سطح دقت و مراقبت’ ، ‘تولید گزارش تحلیلی’ و ‘مشورت با مراجع قانونی’ یاد کرد. از لحاظ فرآیندها و بازیکنان کلیدی، سری B شبیه سری A است. سری B اغلب توسط بسیاری از افراد حاضر در سری A هدایت میشود. تفاوت سری B، اضافه شدن موج جدیدی از دیگر شرکتهای سرمایهگذار ریسکپذیر است که در سرمایهگذاری در این مرحله تخصص دارند.
مرحلهی سه: سرمایهگذاری سطح C
در سرمایهگذاری سطح C، سرمایهگذاران پول را به کسبوکارهای موفق تزریق میکنند و در تلاش بازگشت دو برابر این مبلغ هستند. سری C، فاز تکمیل کردن استارتاپ است و البته رشد با سرعت بیشینهی خود در حرکت است به طوری که مبالغ یک رقمی سرمایه، تبدیل به صدها میلیون میشود. در حقیقت، استارتاپ به ساحل مقصد خواهد رسید.
گاهی سرمایهگذاری سطح C جهت خرید یک شرکت دیگر نیز ممکن است استفاده شود. از آنجا که در سری C ، ریسک در کسبوکار کمتر میشود، سرمایهگذاران بیشتری وارد بازی خواهند شد. در سری C، گروههایی مانند صندوقهای حمایتی، بانکهای سرمایهگذار، شرکتهای سرمایهگذار خصوصی و گروههای بزرگ بازار به لیست سرمایهگذاران اضافه خواهند شد. مبلغ این سرمایهگذاری در ردهی ۱۰+ میلیون دلار قرار میگیرد.
ایدههای نوآورانه استارتاپ گردشگری🌴 و معرفی 5 استارتاپ پرسود در سال 2021🌏
+0 به یه ن
بخشی از هدفهای مهم راه اندازی اکثر استارتاپ های گردشگری، خلق انواع طرحهای توریستی و گردشگری که کاملا مطابق با خواستهی فرد گردشگر است و معرفی مقرون به صرفهترین محل سکونت و مناسبترین بلیط هواپیمایی، غذاخوری و انواع و اقسام تفریحات در طول سفر است. صنعت گردشگری نقش مهمی را در ایجاد فرصتهای شغلی، تولید و درآمد و تحریک اقتصادی ملی و بین المللی داشته است و ویژگی استارتاپ گردشگری، کارآفرینی، اشتغال سریع و درآمد زیاد است، و پتانسیل آن به وفور در ایران یافت میشود. برای پاسخ به این سوال که "استارتاپ گردشگری چیست؟" باید گفت، در واقع استارتاپ گردشگری بر این اساس راه اندازی میشود که بهترین خاطرات و تجربهها برای گردشگران ایجاد کند و قصد دارد تا خرج سفر را تا آنجا که ممکن است به حداقل برساند.
نمونه ی دیگر از خدمات استارتاپها این این است که به کمک تجزیه و تحلیل مشخصات مسافران، برنامه مسافرتی مناسب با علایق فرد را معرفی میکند و در تصمیمگیری سفرهای بعدی به مسافران کمک میکنند. همچنین استارت آپهای جدید در حوزه گردشگری با این ایده که مشکلات و معضلات حین سفر را به حداقل برسانند، نیز راه اندازی میشوند.
بوم کسب و کار گردشگری
بوم مدل کسب و کار در هر زمینهای یکی از اصلیترین ارکان هر کسب و کاری است. در واقع بوم مدل کسب و کار یک ابزار مدیریتی و بصری است که میتواند خط مشی برای آن استارت اپ بوجود بیاورد و اهداف و جزییات آن استارت آپ را به خوبی مشخص میکند.
مدل کسب و کار گردشگری ایدههای سازمان را به ارزشهای اقتصادی تبدیل کرده و جایگاه آن کسب و کار را در زنجیرهی ارزش کسب درآمد تعیین میکند و شامل موضوعات مختلفی درباره کسب و کار است. به منظور بررسی تکنیکهای طراحی مدل کسب و کار گردشگری که عامل حیاتی برای کارآفرینی پایدار است، 6 تکنیک اثرگذار به شرح زیر معرفی میشود:
- بینش مشتری
- ایده پردازی
- تفکر تصویری
- نمونه سازی
- قصه گویی
- و سناریوها
استارتاپ گردشگری
عملکرد شگفت انگیز استارت آپهای گردشگری در سال 2021 باعث آن شده که سال 2021 یک سال فوقالعاده برای استارت اپهای گردشگری بهشمار رود بهطوری که حتی همهگیری ویروس «کرونا» نیز نتوانست استارت آپهای گردشگری را از ادامهی راه متوقف کند. در ادامه استارت آپهایی که در زمینههای مختلفی از جمله مدیریت سفر، ارائه نرمافزار مدیریت هتلها، اجارهی اقامتگاههای لوکس و… فعالیت میکنند، معرفی میشود. لذا برای آشنایی با استارت آپهای برتر دنیا پیشنهاد میکنیم که این مقاله را از دست ندهید.
استارتاپ ایربیانبی (Airbnb)
![]()
این استارتاپ در سال 2007 در شهر سانفرانسیسکو راه اندازی شد. ایده راه اندازی این استارتاپ برای انتخاب مقصد توریستی است و اطلاعاتی همچون مکانهای مسکونی و قابل اجازه با قیمتهای مقرون به صرفه در اختیار گردشگران قرار میدهد و تصویر و اطلاعات بیشتر را در سایت خود ارائه میکند. استارتاپ ایربی ان بی با جذب سرمایه اولیه 25 هزار دلار فعالیت خود را آغاز کرد و توانست حمایت سرمایهگذارانی همچون پاوئل گراهام را به خود جلب کند.
استارتاپ گردشگری «کلوک» (Klook)

این استارت آپ در سال 2014 در هنگ کنگ راه اندازی شد ، به کمک این استارت اپ، مسافران میتوانند فعالیتها و جاذبههای مختلف را در مقصد موردنظر خود پیدا کرده و با بهترین قیمت از طریق پلتفرم رزرو این استارتاپ را انتخاب کنند. این استارتاپ از زمان تاسیس خود بیش از 720 میلیون دلار کسب درآمد کرده است و به تازگی نظر سرمایه گذارانی همچون «اسپکس منیجمنت» (Aspex Management) و چندین سرمایهگذار چینی دیگر را به خود جلب کرده است که از این طریق توانسته است بیش از 200 میلیون دلار درآمد کسب کند.
استارتاپ گردشگری «دینگداندائو» (Dingdandao)
این استارتاپ در سال 2015 و در «هانگزو» چین تاسیس شده است. دینگداندائو با ارائهی یک نرم افزار به خانهها و اقامتگاههای اجارهای، به آنها در اداره مشاغلشان کمک میکند. این استارتاپ سفارش هوشمند، در واقع همچون یک سیستم مدیریت املاک کار میکند و در رسانههای اجتماعی به تبلیغ املاک میپردازد و شرکت قصد دارد فعالیت خود را با ارائهی خدمات به هتلهای کوچک، گسترش دهد.
استارتاپ دینگداندائو حمایت سرمایه گذارانی همچون «آنی شنگین» (Anyi Shengyin) و «یوزان لد» (Youzan led) را جلب کرده است و با سرمایه بذری 6.1 میلیون دلار و سرمایه گذاری معادل 8.1 میلیون دلار فعالیت خود را ادامه میدهد.
استارتاپ گردشگری «بیبات» (Bbot)

استارتاپ بی بات در سال 2017 در نیویورک راه اندازی شده است و هدفش سادهسازی سفارش غذا و صدور صورت حساب برای رستورانها و هتلهاست. این استارتاپ توانسته است حمایت سرمایه گذارانی همچون «رالی ونچرز» (Rally Ventures) ر به خود جلب کند و با سرمایه بذری معادل 3.7 4 میلیون دلار فعالیت خود را آغاز کرده است.
استارتاپ گردشگری «ویستا رومز» (Vista Rooms)

این استارت اپ در سال 2015 و در هند راه اندازی شده است. استارت آپ ویستا رومز فروشندهی ویلاهای لوکس و خانههای خصوصی در کشور «هند» و ارائهدهندهی خدمات مدیریت و بازاریابی املاک از طریق شبکههای اجتماعی است. این استارت آپ در شهر بمبئی مستقر است و بیش از ۵۰۰ ملک در نزدیکی «بمبئی»، «دهلی» و «بنگلور» به مشتریان ارائه میدهد. این استارتاپ از زمان شروع خود تا به حال توانسته است که سرمایهای معادل /۷۳ میلیون دلار سرمایه جذب کند.
منبع:
https://gozaraccelerator.ir/blogs/tourism-startup
⁉️ تفاوت کارآفرینی فردی با کارآفرینی سازمانی ⁉️
+0 به یه ن
کارآفرین فردی یا کارآفرین مستقل به کارآفرینی گفته میشود که شرکت های کوچک تری را مدیریت میکند و نوآوری او به نحوی منظم و خارج از محیطهای سازمانی میباشد اما کارآفرین سازمانی فردی است که در یک محیط بزرگتر و سازمانی با ایجاد نوآوری و خلاقیت، فکر و ایده خود را به اقدام سودآوری تبدیل میکند. در ادامه به صورت خلاصهتر به تفاوت میان کارآفرینی فردی و کارآفرینی سازمانی میپردازیم. با شتابدهنده گذر همراه باشید تا اطلاعات کاملتری در مورد کارآفرینی به دست آورید.
کارآفرینی فردی با کارآفرینی سازمانی چه تفاوتی دارند؟
بسیار واضح است که کارآفرینی در سازمان های بزرگ مشکلتر از کارآفرینی فردی یا کارآفرینی مستقل است. سختی کارآفرینی سازمانی از این حیث که کارآفرینی سازمانی در تصمیمگیری، استقلال عمل و تخصیص منابع دارای محدودیتهای زیادی است، میباشد. البته نباید جنبه مشترک این دو کارآفرینی که ایجاد نوآوری برای ایجاد یک محصول، روش، خدمت و سبکهای جدید مدیریتی است را از یاد برد. هدف کارآفرینی فردی و سازمانی ارایه خدمات و محصولات با ارزش افزوده میباشد.
در ادامه به بررسی اختلافات اساسی بین این دو کارآفرینی میپردازیم:
اقدامات کارآفرینی فردی توسعه ای است ولی کارآفرینی سازمانی در جهت بازیابی صورت می گیرید.
اقداماتی که کارآفرین سازمانی انجام میدهد عمدتا اقدامات بازیابی در جهت مواجهه با رکود ایجاد شده در سازمانهای بزرگ است. کارآفرینی سازمانی که اصطلاحا در جهت اصلاح سازمان برمیآید و فرهنگ کارآفرینی را در سازمانی اصلاح میکند که سلسه مراتب خاص خود را دارد و ساختاری کاملا عمودی دارد. کارآفرین سازمانی میتواند باعث بهبود رشد و نوآوری در یک شرکت سنتی با مدیریتهای معمول شود.
رقیب کارآفرینی فردی با رقیب کارآفرینی سازمانی متفاوت است.
کارآفرینی فردی به صورت مستقل میتواند موانع موجود در بازار را بزداید و برای بقا و رقابت تلاش کند. در کل در کارآفرینی فردی رقیب بازار موجود میباشد. اما در کارآفرینی سازمانی قضیه متفاوت است و رقیب اولیه این نوع کارآفرینی فرهنگ موجود در سازمان میباشد. با توجه به این نکته میتوان نتیجه گرفت که فرهنگ قدیمی شرکت میتواند سد بزرگی در برابر بسیاری از فرآیندهای کارآفرینانه در جهت پیشرفت شرکت باشد. از این رو یک کارآفرین سازمانی علاوه بر اینکه باید بر موانع موجود در بازار غلبه کند، باید بر موانعی که خود سازمان به وجود می آورد هم غلبه کند.
تامین نیازهای مالی این دو کارآفرینی با یکدیگر متفاوت است.
اگر ارتباط واحد تازه تاسیس شده با شرکت مادر ارتباط خوبی باشد و شرکت مادر به عنوان یک حامی قدرتمند از کارآفرینی ایجاد شده حمایت کند، از نقش رقیب خارج شده و به عنوان یک دوست شناخته میشود. در این صورت کارآفرینی سازمانی میتواند از خزانه شرکت مادر به سرمایه لازم دسترسی پیدا کند. در اصل کارآفرین سازمانی از سمت شرکت تامین اعتبار میگردد. در حالیکه کارآفرین فردی باید از ثروت خود یا از طریق منابع خارجی به کارآفرینی خود بپردازد و تامین نیاز کند.
میتوان گفت که در کارآفرینی سازمانی ظرفیتهای مالی توسط شرکت مادر تعیین میشود و منابع خارجی بدون اجازه شرکت مادر نمیتوانند مورد استفاده قرار بگیرند. اما در کارآفرینی فردی ظرفیت مالی توسط خود کارآفرین ایجاد میشود و میتواند تمام منابع مالی موجود را مورد استفاده قرار بدهد.

محدودیت های تصمیم گیری آنها با هم متفاوت است.
کارآفرین سازمانی که مسئول فعالیتهای ریسک پذیری است باید پیوسته به رییس خود که تمام اختیارات او در دستش است و میتواند تصمیمات کارآفرین را لغو کند، گزارش دهد. اما کارآفرین مستقل خود مسئول شرکت است و مدیر بالا دست ندارد، اگر چه تصمیمات وی بر اساس تمایلات و خواستههای مشتری ها، همکاران و سرمایه گذاران میباشد.
تشریفات اداری متفاوتی در کارآفرینی سازمانی و کارآفرینی فردی وجود دارد.
تشریفات اداری در کارآفرینی فردی در دست خود کارآفرین و بسیار کمتر از تشریفات سازمانها میباشد. اما تشریفات اداری سازمانی بزرگتر و شامل حسابداری؛ قراردادها، پرسنل، روابط عمومی؛ خدمات به مشتریان، تبلیغات و ... در دست شرکت مادر میباشد.
موفقیت و شکست اثرات متفاوتی برای این دو کارآفرین خواهند داشت.
کارآفرین فردی در صورت موفقیت میتواند به سرمایه بسیار زیادی دست پیدا کند. در اصل موفقیت در این نوع به دست آوردن استقلال کامل مالی و تغییر جایگاه وی باشد. اما در کارآفرینی سازمانی سرمایه زیادی برای کارآفرینانی که ریسک پذیرش فعالیتهای مخاطره آمیز را بر عهده داشتهاند، به دست نمیآید و موفقیت میتواند تنها به معنای ارتقا وی باشد.
در جایگاه مقابل شکست در کارآفرینی فردی بدان معنا است که هر کسی که در آن به فعالیت پرداخته است از جمله خود رییس شرکت مجبور به کار با کارفرمایان جدید میشود. همچنین شکست در کارآفرینی سازمانی موجب برکنار شدن مدیران از شغل خود نخواهد شد و آنها میتوانند دوباره به شرکت مادر بازگردند.
منبع:
https://gozaraccelerator.ir/blogs/individualentrepreneurship
اسپانسر شرکت های استارت آپ چیست؟
+0 به یه ن
اسپانسر شرکت های استارت آپ، در واقع یک توافق شرکتی بین دو نهاد با هدف سود دو جانبه می باشد. یا به عبارت دیگر روابط حمایتی متفاوت و تکامل یافته است به صورتی که سود هم مادی و هم سازمانی باشد. علاوه بر این، زمانی که اعتماد ساخته می شود و منافع متقابل واضح است، رابطه در طول زمان عمیق تر می شود. در این مرحله، “حمایت مالی” اسپانسر استارتاپ تبدیل به “مشارکت” می شود. داشتن یک اسپانسر استارتاپی خوب می تواند راهی قدرتمند برای افزایش سرعت کسب و کار جدید باشد.
مزایای کمک گرفتن از اسپانسر شرکت های استارت آپ چیست؟
مزایای بهره گیری از یک اسپانسر استارتاپی، عموما شامل موارد زیر می شود:
– رشد کسب و کار
– رشد سهم بازار
– برند سازی نام تجاری و یا ایجاد نام تجاری مشترک
– مزایای بازاریابی
– مشارکت جوامع
– توسعه کارکنان و انگیزه
– دسترسی به شبکه های دولتی، تجاری و اجتماعی
– همکاری و نوآوری مشترک
در انتها وقتی که مشخص شود که کدام کسب و کار برای اسپانسر شرکت های استارت آپی جذاب است، پیشنهادات مطرح شده و طرفین به توافق می رسند.
هر اسپانسر استارتاپی با فرصت های مختلفی جذب می شود. بنابراین کارآفرینان باید پیشنهاد خود را برای جذب حامی، در ابتدای امر مشخص کنند.
آیا اسپانسر شرکت های استارت آپ همان سرمایه گذار استارتاپ است؟
در جواب این سوال، خیلی کوتاه و صریح می توانیم بگوییم : نه!
در واقع اسپانسر شرکت های استارت آپ یک نهاد، شرکت یا سازمان است که در ازای دریافت پول یا سودی مشخص، به تبلیغ استارتاپ مورد نظر می پردازد اما سرمایه گذار استارتاپ مثل پیدایش، همان طور که از نامش پیداست وارد برنامه های کارآفرینان منتخب می شود و سرمایه ای مشخص را وارد کار می کند تا امور با سرعت و راندمان بالاتری پیشرفت کند.
وقتی سرمایه گذار استارتاپ پولی را تزریق می کند، یک مقدار از درصد سهام کل استارتاپ را دریافت می کند و به ازای آن درصد معین شده، کاملا در سود و زیان سهیم می شود. اما اسپانسر شرکت های استارت آپ این گونه نیست! اسپانسر استارتاپ در زیان شریک نمی شود و حتی اگر به اعتبار و نام آن آسیبی وارد بشود قرارداد را فسخ می کند و یا حتی در برخی موارد می تواند خسارت لطمه خوردن به نامش را نیز دریافت کند.
یک سرمایه گذار در هر برهه زمانی می تواند وارد استارتاپ بشود و در ادامه راه با کارآفرینان همکاری نماید، اما اسپانسر شرکت های استارت آپ، به طور معمول پس از راه اندازی و پیشرفت اولیه استارتاپ شروع به تبلیغات می کند.
راه های جذب اسپانسر برای استارتاپ
استارتاپ باید برای جذب اسپانسر مورد نظر، جذابیت داشته باشد تا اسپانسر از پیشنهاد استارتاپ شما استقبال کند. در قدم اول باید برای استارتاپ خود ارزش ایجاد کنیم و در این راستا باید به این نکته توجه داشت که برای ارزش آفرینی باید به ظرفیت استارتاپ نیز توجه کرد. در واقع باید شناخت کافی از ظرفیت ها و ارزش آفرینی های استارتاپ خود داشته باشیم. سپس در گام دوم لیستی از اسپانسر هایی که استارتاپ می تواند برای آن ها ارزش آفرینی کند، تهیه کنیم. در این لیست اسپانسر هایی ذکر شود که استارتاپ می تواند برای آن ها ایجاد ارزش کند و جذابیت داشته باشد. در گام آخر نیز درخواست اسپانسر شدن برای استارتاپ به آن ها ارسال شود.
کدام مدل استارتاپ ها برای یک اسپانسر شرکت های استارت آپ جذاب هستند؟
با بررسی اجمالی برندهای برتر استارتاپ ها به راحتی متوجه این موضوع می شویم که اغلب آنها وجه اشتراک زیادی دارند.
به طور مثال آن ها چیزی ارزشمندی را تولید کرده اند و یا ارزش جدیدی را فراهم آورده اند و یا برای بهبود محیط زیست قدمی برداشته اند. این گونه استارتاپ ها برای اکثریت مرد جامعه جذاب شده و اسپانسر شرکت های استارت آپ نیز به شدت استقبال می کند.
وقتی بررسی می کنیم، می بینیم که یک الگوی جالب برای انگیزه های مردم جامعه وجود دارد. اکثر مردم به چیزهایی که از عشق، اشتیاق، مهربانی، کنجکاوی و نیاز های روانی که دارند، جذب می شوند. این قدرت های داخلی، راه حل های عالی و الهام بخش بسیاری از آن ها را فراهم می کند. کارآفرینان باهوش نیز از این فرصت ها استفاده کرده و علاوه بر جذب توجه آحاد مردم به جذب اسپانسر استارتاپ مورد نظر خود می پردازند.
علاوه بر این، انواع مدل های اسپاسر استارتاپی چیزی شبیه به هم دارند. آن ها ارزش را دنبال می کنند. اگر کاری که انجام می دهید برای همه اقشار ارزشمند است، اسپانسر شرکت های استارت آپ حتما به دنبال شما می آید و شرایط ویژه را به شما پیشنهاد می کند تا بتواند از این فرصت ناب در جهت افزایش اعتبار خود استفاده کند.
منبع:
بازار کار در استارتاپ ها چطور است؟
+0 به یه ن
بازار کار برای استارتاپ ها معمولا چگونه است؟
این سوالی است که بسیاری از افراد هنگام راه اندازی استارتاپ به ذهنشان خطور می کند و به دنبال پاسخ برای آن هستند. اما پاسخ به این سوال، آن قدرها آسان نیست و موفقیت در استارتاپ و داشتن بازار کار بستگی به عوامل زیادی دارد.
بسیاری از افراد می پرسند آیا زحمتی که متحمل می شوند تا استارتاپ خاصی را راه اندازی کنند و آن را توسعه دهند، در آینده با سود مورد انتظار جبران خواهد شد؟ وضعیت استخدام در استار آپ ها چگونه است؟ آینده کسب و کار استارتاپی چگونه پیش می رود و مواردی از این دست. در این مقاله پیدایش به این مسائل می پردازیم که یکی از مهمترین دغدغه های هر فردی است که به راه اندازی و توسعه کسب و کار جدید یا استارتاپ فکر می کند.
بازار کار استارتاپ
برای آن که نگرش و چشم انداز مناسبی از بازار کسب و کار خود داشته باشید باید به نکات مهمی توجه کنید:
• تحقیق در مورد بازار کار
ابتدایی ترین نکته این است که اطلاعات کافی راجع به بازار خود داشته باشید. این اطلاعات می تواند از طریق صحبت با کسانی که قبلا وارد حوزه کاری مدنظر شما شده اند باشد. یا می تواند به صورت تحقیق میدانی و مشاهدات فرد انجام شود.
پس اولین کاری که هر استارتاپ باید انجام دهد، تحقیق در مورد بازار کار است. وقت مناسبی برای این قسمت از کار اختصاص دهید و آن را به دقت و با پیگیری دقیق انجام دهید.
• بررسی عوامل موفقیت و شکست در بازار کار
در کنار تحقیق بازار هدف، باید به این مساله توجه داشته باشید که عوامل موفقیت و شکست را مثلا در بازار تهران بررسی کنید. حتی مشخص نمایید بازار هدف شما را چه کسانی با چه زمینه هایی تشکیل می دهند و به عوامل شکست در استارتاپ ها دقت ویژه ای داشته باشید.
معمولا طبق بررسی های انجام شده عوامل شکست در بازار استارتاپ ها این عوامل بوده اند:
• عدم نیاز بازار
• مشکلات مالی و جذب سرمایه
• ترکیب اشتباه تیم همکاران
• عدم توانایی رقابت با رقبای بازار هدف
• عدم استفاده از فرصت های بازاریابی جدید
• عدم توجه به بازخوردهای مشتریان
• عدم توجه به زمان بندی ارائه کالاها یا خدمات
• نداشتن مزیت رقابتی
به همین ترتیب، اگر استارتاپ ها به این نکات و عوامل موفقیت و شکست توجه ویژه داشته باشند و برای هر کدام از آنها برنامه های واضح و مشخصی داشته باشند، می توانند امیدوار باشند که کسب و کار درستی را انتخاب کرده و بازار کار مناسبی در اختیار خواهند داشت.
• کسب چشم انداز روشن از بازار کار
همچنین استارتاپ ها باید چشم انداز درست و واضحی از بازار خود داشته باشند. بنابراین صرف داشتن ایده، نمی توان وارد بازارهای خاصی مانند بازار کار تهران شد. زیرا این بازار بسیار رقابتی تر و پیچیده تر از بازارهای دیگر است. همچنین به آینده کسب و کار خود توجه کنید و به نوعی آینده نگری را نیز مد نظر قرار دهید.
• وضعیت و انتظارات از استخدام تیم همکار
مشخص کنید که چه توقعات و انتظاراتی از استخدام تیم همکار دارید. امروزه بسیاری از استخدام ها در استارتاپ ها انجام می شود و افراد بسیاری در قالب استارتاپ مشغول کسب و کار خود هستند. کسانی که استارتاپ ها را راه اندازی می کنند، باید معیارهای استخدام این نوع افراد را مشخص و سعی کنند تیمی را در اختیار بگیرند که آنها را برای رسیدن به هدف آماده کند.
• توانایی رقابت در بازار
رقابت در برخی از بازارها همان طور که گفته شد، سخت تر و نیاز به تلاش بیشتری دارد. مانند بازار تهران که دارای رقبای جدی تری در حوزه های مختلف کسب و کار است. بنابراین این توجه و تمرکز باید بیشتر و افزونتر باشد. در این مسیر باید مطمئن شد می توان از پس رقابت با افراد شایسته برآمد.
• داشتن ایده روشن و واضح
برنامه رسیدن از مرحله ایده به عمل، نیز تا آن جا که امکان دارد باید واضح و روشن باشد. هر چه برنامه مسیری که طراحی شده است واضح تر باشد، احتمالا موفقیت استارتاپ بیشتر است. البته باید توجه داشت استارتاپ ها باید انعطاف پذیری نیز داشته باشند و بسته به شرایط و اقتضائاتی که برایشان پیش می آید در برنامه خود تغییراتی ایجاد نمایند.
• استخدام تیم مناسب و متناسب
در کنار آن باید توجه داشت برای در اختیار گرفتن بازار کار در هر حوزه ای که مربوط به کسب و کار و استارتاپ است از استخدام تیم مناسب و متناسب نباید غفلت کرد.
بسیاری از استارتاپ ها، هنگام استخدام از این مساله غفلت می کنند که ترکیب نهایی تیم است که موجب موفقیت در کسب و کار و رسیدن استارتاپ به هدف نهایی اش می شود. در کنار هم قرار دادن افرادی که بتوانند با همکاری هم، بازار را از آن خود کنند بسیار مهم است.
• تلاش مضاعف در ابتدای کار
بنابراین مخصوصا در شروع کار باید تمام این عوامل را در کنار هم مورد توجه قرار داد. زیرا طبق آمار، بیشتر از ۵۱ درصد استارتاپ ها در پنج سال اولیه کسب و کار خود با شکست رو به رو شده اند. در همین راستا بهتر است استارتاپ ها قبل از شروع کسب و کار خود به صورت جدی، مطالعه دقیقی از تجربیات دیگر کسب و کارها در حوزه کاری خود داشته باشند تا ببینند چگونه می توانند در بازار کار رقابتی و پر از چالش موفق شوند.
منبع:
https://peidaiesh.com/startup/%d8%a8%d8%a7%d8%b2%d8%a7%d8%b1-%da%a9%d8%a7%d8%b1/
